شنبه

Entry For 25 Dec 2010

یک خبر و دو گفت و گو

 
1.نمایش«ورود آقایان ممنوع» درآلمان


 
 فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» به کارگردانی رامبد جوان ، با حضور عوامل عوامل آن به مناسبت هفته فرهنگی ایران در آلمان در شهرهای این کشوراکران می شود.


به گزارش بانی فيلم، هفته فرهنگی فیلم ایران جمعه شب 3 دی ماه در کلن آلمان آغاز شد و فیلم « ورود آقایان ممنوع» با حضور برخی از عواملش امروز روی پرده می آید.


رامبد جوان (کارگردان)،علی سرتیپی (تهیه کننده)، منیژه حکمت( مجری طرح)، پرویز آبنار(صدابردار) و جمعی از بازیگران این فیلم چون رضا عطاران ،ویشکا آسایش، بهاره رهنما، پگاه آهنگرانی و زهره حمیدی در این مراسم حضور دارند.مانی حقیقی، فلامک جنیدی ، سیاوش چراغی پور، ستاره پسیانی،حدیث میر امینی ومهرناز بیات هم دیگر بازیگران این فیلم هستند. داستان «ورود آقایان ممنوع» درباره اتفاقات دبیرستان غیر انتفاعی دخترانه است که یک مدیر فمینیست دارد وبا ورود دبیرمردی به این دبیرستان که هیچگاه پای مردی به آنجا نرسیده ، موجب می‌شود تا اتفاقات تازه ای رخ دهد...


هفته فیلم ایران در آلمان توسط انجمن پنجره ، یکی از انجمن های ایرانیان مقیم آلمان، به منظورنمایش عموم آثاری از سینمای ایران در این کشوربرگزار می شود.هم‌چنين در هفته‌ جاري سه شهر ديگر آلمان نيز ميزبان اين فيلم و عوامل آن خواهند بود.


نویسنده فیلمنامه «ورود آقايان ممنوع» که قراراست عيد نوروز در سينماهاي ايران اكران شود،پیمان قاسم خانی و مدیر فیلمبرداری داوود امیری هستند.
_______________________________________________________________________
 
2.گفت‌وگو با ”پیام دهکردی” كارگردان نمايش ”متولد 1361”



علیرضا نراقی:

وه! چه زود دیر شدیم/ من و کودکم/ دردا من/ دریغا کودکم!... این قطعه‌ای از حرف‌هاي "پیام دهکردی"است که در بروشور نمایش "متولد 1361" نوشته شده و در انتهای اجرای آن خوانده می‌شود. شاید همین قطعه، چکیده‌ای است از نگاه و برداشت دهکردی از متولدین دهه شصت.




نمایش "متولد 1361" نوشته نغمه ثمینی است که با کارگردانی پیام دهکردی در تماشاخانه ایرانشهر اجرا می‌شود. نمایشی که نسلي را از گذر زندگی یک دختر در مقاطع مختلف رشدش تا مادر شدن او نشان می‌دهد.


"متولد 1361" با ساختاری متکی بر زبان، کنش را محدود کرده تا روایت کننده باشد، روایت تاریخچه یک زندگی پرالتهاب گفت‌وگوی سایت ایران تئاتر را با "پیام دهکردی" در ادامه می‌خوانید.


***


نمایش شما درباره یک نسل است اما یک شخصیت بیشتر ندارد. آیا این یک شخصیت واسطه‌ای است برای تصوير یک نسل؟


این کار از نظر من ادای دین به یک نسل است. نسل دهه شصت دارای گستردگی و گوناگونی زیادی است. این گوناگونی به این دلیل است که بازه زمانی سال‌های ابتدایی زندگی متولدین دهه شصت با سال‌های میانی آن، دنیاهای کاملاً متفاوتی دارد. ما پس از تحقیقات فراوانی که به شکل‌های مختلف انجام دادیم، به این نمونه مثالی رسیدیم که با وجود اینکه قابل تعمیم به تمام نسل دهه شصت نیست، اما تلاش شده که به آن نوعی شمول داده شود.


انتخاب این شخصیت بر چه مبنایی بوده است؟


به نظرم پاسخ کامل به این سؤال را باید خانم ثمینی بدهند. اما آنچه من می‌توانم پاسخ دهم این است که ما سعی کردیم گزینه‌های مشترک نسلی را در این شخصیت بگنجانیم، مثل ترس، تنهایی یا اینکه تمام بچه‌های این نسل زود دیر شدند؛ یعنی در یک چشم به هم زدن این نسل بزرگ شد، نسلی که هیچگاه سه سالگی نکرده و هیچگاه شش سالگی‌اش، شش سالگی واقعی نبوده است. یک سری اشتراکات هم داشتیم که اجازه می‌داد شخصیت را از یک دنیای بسته خارج کنیم و محدوده نسل او را برای همه قابل فهم کنیم تا هم کار برای نسل‌های دیگر ملموس باشد و هم به طور مشخص و ویژه برای نسل دهه شصت باشد.


به واسطه فعالیت‌هایی که در حوزه تدریس دارید قطعاً با این نسل بیشترین رویارویی و ارتباط را داشته‌اید؛ از سوی دیگر شما کم کارگردانی می‌کنید، با این اوصاف این نسل چه خصوصیاتی داشت که اینقدر برای شما جدی و مهم شد تا بعد از مدت‌ها یکی از اندک تجربه‌های کارگردانی خود را به آن اختصاص دهید؟


اول اینکه تصویری که نسل دهه شصت در ابتدا در ذهن افراد دیگر جامعه از خود به جا گذاشته بود تصویر نسلی بود بی‌خیال و سطحی‌نگر که غنای فکری ندارد،دمدمی مزاج است و سربه هوا یعنی انبوهی از ویژگی‌های بد به این نسل نسبت داده می‌شد. اما من به عنوان کسی که دارم با این نسل نفس به نفس زندگی می‌کنم، احساس کردم که اصلاً اینطور نیست و در طول سال‌های اخیر اتفاقاً این نسل دارد نشان می‌دهد که چقدر باشعور عمل می‌کند و در بسياري حوزه‌ها گوی سبقت را از نسل‌هاي ديگر ربوده است. این یک بخش ماجرا بود، اما بخش دیگر این بود که من احساس کردم در سال‌های گذشته در حوزه درام به نسل‌های گذشته به طور کامل پرداخته شده و نسل دهه شصت بیشتر کارکرد حاشیه‌ای و یا تزئینی داشته است. به همین دلیل من احساس کردم به خصوص الآن زمان آن است که ما به طور کامل به این نسل بپردازیم و ادای دینی به آن بکنیم.


فارغ از پیش داوری‌هایی که درباره این نسل وجود دارد، مسئله دیگری که همیشه این نسل از دور القا می‌کند، سرخوشی است و نوعی لاقیدی؛ اما فضای نمایش شما و نگاهتان به این نسل تلخ و اندوهناک است. با توجه به تضادی که اين زاويه ديد با تصویر القایی و دور این نسل از بیرون دارد از کجا می‌آید؟


این طبیعتاً از دل تحقیق‌ها و بررسی‌های بی‌وقفه‌ای می‌آید که من در طول یک سال و نیم گذشته انجام داده‌ام. من در این مدت بیش از همه سال‌های عمرم با این نسل زندگی کردم. ما یک وقت یک تصویری را می‌بینیم که نشان دهنده سرخوشی این نسل است و این تصویر واقعی نیست، بلكه بلكه تصویری ساختگی است. یعنی تصویری است که آدم‌ها به آن پناه می‌برند تا زنده باشند، اما چهره درونی این نسل چیز دیگری است. وقتی به این نسل نزدیک شدم دیدم که پشت این چهره سرخوش یک دنیا سوختگی و رنج وجود دارد. در واقع در عمق دارد یک تراژدی روی می‌دهد که با انواع سرخوردگی همراه است به گونه‌ای که جهان اطراف، این نسل را نمی‌فهمد، و این واقعیت بسيار تلخ است. اما با وجود اینها این نسل ایستاده است. در نمایش ما مي‌بينيد که شخصیت ما در نقش مادر در شدت درد ایستاده و با بچه‌ای که در درون خود دارد حرف می‌زند. این ایستایی چیزی است که در دل این تلخی وجود دارد و نگاهی امیدوار به این نسل است.


با توجه به اینکه طرح این نمایشنامه از خود شما بوده، می‌خواهم بدانم از بین امکان‌های دیگری که نمایشنامه‌نویسان مختلف وجود داشت تا طرح را به آنها بدهید، چرا نغمه ثمینی را انتخاب کردید؟


بزرگ‌ترین دلیل‌اش این بود که من و نغمه ثمینی فصل مشترک و دیالوگ‌های مشترک زیادی بین هم داشته‌ایم که بخشی از آن بر می‌گردد به سال‌ها همکاري مشترکی که ما در حوزه تئاتر با هم داشته‌ایم. از طرف دیگر نغمه ثمینی دغدغه‌های اجتماعی شدیدی دارد اما نمایشنامه اجتماعی به معنای اینکه حرفش را صریح و بی‌پرده بزند نمی‌نویسد، بلکه دغدغه‌هایش را همراه با استعاره و شاعرانگی می‌گوید و این خیلی نزدیک به جنس نگاه من است. از سوی دیگر وقتی خواستم به این نسل بپردازم نمونه مثالی موجود در ذهنم دختر بود؛ چرا که از نگاه من نه اینکه مردان موقعیت دشواری نداشتند، اما زنان متولد دهه شصت موقعیت به شدت دراماتیک‌تری دارند. برای همین بهتر آن بود که نویسنده‌ای این کار را می‌نوشت که علاوه بر اینکه فرزند زمانه خود باشد و دغدغه آسیب‌های اجتماعی را داشته باشد، خود به واسطه تدریس با این نسل دمخور بوده و آنها را بشناسد و در کنار همه اینها و مهمتر از همه، زن باشد.










”تصویری که نسل دهه شصت در ابتدا در ذهن افراد دیگر جامعه از خود به جا گذاشته بود تصویر نسلی بود بی‌خیال و سطحی‌نگر که غنای فکری ندارد،دمدمی مزاج است و سربه هوا یعنی انبوهی از ویژگی‌های بد به این نسل نسبت داده می‌شد. اما من به عنوان کسی که دارم با این نسل نفس به نفس زندگی می‌کنم، احساس کردم که اصلاً اینطور نیست و در طول سال‌های اخیر اتفاقاً این نسل دارد نشان می‌دهد که چقدر باشعور عمل می‌کند و در بسياري حوزه‌ها گوی سبقت را از نسل‌هاي ديگر ربوده است.“


شاید پاسخ به پرسشی که می‌خواهم بپرسم هم با حضور خانم ثمینی و نقطه نظرات ایشان کامل می‌شد، اما در هر حال می‌دانم که در طول نگارش کار شما مدام مشغول گفت‌وگو با ایشان بودید و در جریان روند نگارش قرار داشتید. حال سؤالم این است که چگونه به مونولوگ رسیدید، و این ساختار را برای نمایشی انتخاب کردید که بناست به یک نسل بپردازد؟


من از اول در ذهنم این بود که ما زنی داشته باشیم که در هفت پاره نشان داده شود و این هفت پاره قسمت‌های مختلف زندگی او را نشان دهند. دلیل من برای این نوع ساختار، خود نسل بود. این باعث شد عمق بیشتری در کار ایجاد شود. از طرفی می‌خواستم به نوعی این را نشان دهیم که این نسل نسلی است که نتوانسته وارد دیالوگ شود؛ این بدین معنی است که این نسل درک نشده و کسی حرف‌های او را نشنیده. به همین دلیل این ساختار جواب درستی به ما می‌داد که هیچگاه با دیالوگ نمی‌توانستیم به آن برسیم. در عین حال ساختار مونودرام برای من یک چالش اجرایی داشت و من چون هر رشدی کردم از خطر کردن‌های خودم بدست آوردم، خواستم اینجا هم خطر کنم. شما می‌دانید سخت‌ترین نوع تئاتر مونودرام است. حالا ما اینجا هفت مونودرام داریم، بدون هیچ ابزار و رسانه اضافی دیگری این چالش مهمی بود که من رفتن به درون آن را دوست داشتم.


چرا صحنه را اینقدر محدود کردید و از کل ظرفیت سالن استفاده نکردید؟


من معتقدم نسل دهه شصت متعلق به زمان جنگ است و به همين دليل حالتی معلق دارد و در زندگی به همین دلیل همیشه با ترس‌ها و ناشناخته‌ها محدود شده است. سیطره سؤال‌های بی‌جواب، این نسل را در باریکه راهی قرار داده و با توجه به این شرایط تنهايي و بی‌ارتباطي، صحنه و ساختار اجرایی شکلی مختص به این نسل می‌توانست باشد. شاید اگر می‌خواستم نسل دهه پنجاه را نشان دهم این شکل تغییر می‌کرد. به همین دلیل من از امکان‌هایی مثل عمق و پرسپکتیو و خیلی چیزهای دیگر به دلیل تحلیل موقعیت این نسل استفاده نکردم تا به شکل درستی در اجرایی کردن آن برسم.


به نظر می‌رسد در چنین آثاری یکی از اساسی‌ترین چالش‌ها، حفظ ریتم است. به دلیل اینکه بازیگر روی صحنه تنهاست و ابزار هم محدود است. شما برای ریتم به دست آمده چه تحلیلی داشتید و با چه تمهیداتی آن را در اجرا حفظ کردید؟


اول بگویم که به اعتقاد من رفتن به سمت ریتمی شبیه به ریتمی که کار ما دارد، در شرایطی که تماشاگر عادت کرده که همه چیز برایش کند گفته شود و یک مطلب یک خطی در ده دقیقه به او منتقل شود، نوعی ریسک بود. ریتم کار ما برای کوتاه کردن اجرا تند نیست، بلکه من احساس می‌کردم نسلی که به جای لالایی آرام و موسیقی و شعر صدای موشک می‌شنود همه چیز برایش در نوعي اضطراب و التهاب اتفاق می‌افتد. برای این نسل زمان همیشه دیر است و مدام حرف نگفته وجود دارد؛ بنابراین ریتم این نسل پرشتاب است. از سوي دیگر نسل دهه شصت اصولاً نسبت به دهه‌های قبل از خود ریتم تندی دارد. تعویض عواطف در این نسل بسیار سریع است. در یک چشم به هم زدن عشق در این نسل تبدیل به نفرت می‌شود، در حالي كه این تغییر در نسل‌های قبل‌تر بازه زمانی زیادی را می‌طلبید. ما برای رسیدن به این ریتم واقعاً تمرین‌های بی‌وقفه‌ای کردیم و صبوری گروه بازیگران این امکان را به من داد تا بتوانم این ریتم را روی صحنه عملی کنم.


سؤال ديگر من بحث تقريباً تكراري بازیگران سینما در تئاتر است. اما مسئله نسبتاً تازه این است که بازیگری که در کار شما حضور دارد نسبت به کار قبلی خود در تئاتر بسیار پیشرفت کرده و واقعاً خوب بازی می‌کند. در واقع من آماده بودم که از بازی پگاه آهنگرانی بدم بیاید اما بسیار خوب بود و کاملاً با حسی متضاد از این، نسبت به بازی او از سالن بیرون رفتم. اول بگویید که دلیل انتخاب این بازیگران چه بود و دوم اینکه برای در آوردن نقش چه پروسه‌ای را به خصوص با کم‌تجربه‌ترها و سینمایی‌ها طی کردید؟


من در گفت‌وگویی که چند وقت پیش هم با هم داشتیم، گفتم که بازیگر باید خوب بازی کند حالا هر جا که می‌خواهد بازی کند، فرقی نمی‌کند مهم درست بازی کردن است. این شعار من است و هیچ مرزبندی خاصی ندارد. یعنی این خط‌کشی‌ها که سینما مال یک عده است و تئاتر مال عده‌ای دیگر هم به اعتقاد من غلط است. با این وجود من خودم منتقد استفاده از بازیگر سینما به این عنوان که فقط از چهره او برای فروش استفاده شود، هستم. ما یک بازیگر را از سینما می‌آوریم که تئاتر را نمی‌شناسد و در نتیجه بد بازی می‌کند و علاوه بر کار، خود آن بازیگر هم لطمه می‌بیند. اما برای این کار من به همراه خانم ثمینی جدولی تهیه کردیم که در آن خصوصیات فیزیکی و شخصیتی هر یک از پاره‌های آدم نمایش خود را مشخص کردیم و براساس آن در بین بازیگران تئاتر و سینما و تلویزیون جستجو کردیم. پس از این مرحله نقش‌ها براساس انتخاب‌های ما تکمیل شدند یعنی بسیاری از این بچه‌هایی که شما روی صحنه می‌بینید پاره مربوط به آنها با توجه به خصوصیات خود آنها نوشته شده است. خیلی‌ها قبل از دیدن نمايش به من گفتند که ما بقیه را کار نداریم، اما انتخاب پگاه آهنگرانی اشتباه بود. اما من ایمان داشتم که با دیدن اجرا قطعاً نظر همه 180 درجه عوض می‌شود و همینطور هم شد و نظرات بسیار مثبتی از بازی پگاه آهنگرانی به من منتقل می‌شود. اگر برای بازیگر وقت گذاشته شود و او هم درست هدایت شود، چنین نتیجه‌ای به وجود می‌آید.


در اجرا و مشخصاً در صحنه پایانی، نوعی شاعرانگی وجود دارد. این شاعرانگی از کجا می‌آید و چطور توانستید آن را اجرایی کنید؟


در متن نوعی شاعرانگی وجود داشت که باید در اجرا نمود پیدا می‌کرد. من می‌توانستم در صحنه‌ها تاش‌هایی از آن را پخش کنم و در نهایت خواستم که در انتها یک اتفاق شاعرانه عمیق را اجرا کنم. به همراه این می‌خواستم در صحنه پایانی تماشاگر کل نمایش را مرور بکند، اما در یک اتفاق بصری و نه با خشونت و زمختی، بلکه به سیاق یک بیت شعر که با شاعرانگی یک مفهومی را منتقل می‌کند. در نهایت هم باید بگویم که من به آن صحنه علاقه داشتم و در کنار دلایلی که گفتم خیلی دوست داشتم که آن فرم را در کار اجرا کنم.
 
منبع: ایران تئاتر
__________________________________________________
 
3.دقایقی با مهدی سلوکی در باشگاه بدنـسازی
 
 
فارس سینما_مهدی سلوکی بازیگر جوان سینما و تلویزیون که سریال جدید او با نام ستایش که از شبکه سوم سیما در حال پخش است را به یک باشگاه بدنسازی می بریم تا ببینیم این بازیگر چقدر به ورزش علاقه دارد.


مهدی سلوکی برای داشتن اندامی هنری که خیلی به آن اهمیت می دهد در هفته سه روز به مدت سه ساعت ورزش می کند که در این بین بدنسازی از مهم ترین برنامه های ورزشی او است.


اما نکته جالب اینجاست که مهدی سلوکی از یک سال پیش ورزش کردن را به صورت جدی آغاز کرده است!


مهدی سلوکی در مورد اینکه چرا ورزش بدنسازی را انتخاب کرده است می گوید:در یکی از سریال هایی که بازی می کردم به پیشنهاد یکی از بازیگران به باشگاه بدنسازی رفتیم.من برای اولین بار به باشگاه بدنسازی می رفتم ولی خوب از قبل برای داشتن اندام مناسب ورزش می کردم ولی بدنسازی را به تازگی تجربه می کنم.ورزش بدنسازی خیلی سنگین هستش بخاطر همین سعی می کنم با وزن های سبک کار کنم(با خنده).


مهدی سلوکی در مورد اینکه بیشتر به کدام باشگاه می رود می گوید: بهتر هستش که نام باشگاهی را ذکر نکنم چون می ترسم دردسر ساز بشود و طرفداران به باشگاه بیایند.

یکشنبه

Entry For 19 Dec 2010

جوايز آكادمي فيلم آرژانتين به«روبان سفيد» رسید


 آكادمي فيلم آرژانتين جايزه بهترين فيلم خارجي سال را به برنده نخل طلاي كن 2010 اعطا كرد.


به گزارش ايسنا، آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي آرژانتين روز گذشته برندگان جوايز فيلم «سور» را اعلام كرد كه فيلم «روبان سفيد» از آلمان جايزه بهترين فيلم خارجي را به خود اختصاص داد.


«روبان سفيد» ساخته‌ ميشل هانكه است كه سال گذشته در جشنواره كن موفق به دريافت جايزه نخل طلا شد. اين فيلم علاوه‌بر نخل طلا، جايزه‌ فيپرشي جشنواره‌ كن، جايزه‌ بهترين كارگرداني، بهترين فيلم و بهترين فيلم‌نامه را از جوايز آكادمي اروپا و جايزه‌ بهترين فيلم سال را از جشنواره‌ سن‌سباستين كسب كرده است. داستان فيلم «روبان سفيد» در آلمان و در سال‌هاي منتهي به جنگ جهاني اول اتفاق مي‌افتد و داستان يك‌سري وقايع دردناك است كه زندگي ساكنان روستايي در آلمان را به چالش مي‌كشد.


به گزارش ورايتي، در جوايز سالانه آكادمي فيلم آرژانتين «مرد همسايه» ساخته «ماريو كوهن» موفق به كسب جوايز برتر شد و جايزه بهترين فيلم، ‌بهترين كارگرداني، بهترين موسيقي و بهترين فيلم‌نامه را به خود اختصاص داد. رياست آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي آرژانتين را «خوان خوسه كامپانلا» برعهده دارد كه سال گذشته با فيلم «راز چشم‌هايش» افتخار بزرگي كسب كرد و جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي را به خانه برد.


خوسه كامپانلا با اين فيلم براي دومين بار نامزد جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي شد. وي اولين‌بار با فيلم «پسر عروس» در سال 2001 اين عنوان را بدست آورده بود.


«راز چشم‌هايش» پرتماشاگرترين فيلم سينماي آرژانتين از سال 1983 بود كه موفق به جذب سه ميليون تماشاگر شد. اين فيلم كه سال گذشته در جوايز «گويا» معروف به اسكار سينماي اسپانيا جايزه‌ي بهترين فيلم اسپانيولي‌زبان را كسب كرد، در سال 2010 عنوان دومين فيلم پرفروش تاريخ سينماي آرژانتين را بدست آورد.
 
منبع: رونامه ی بانی فیلم


جمعه

Entry For 17 Dec 2010

گلچين اخبار فرهنگی ايران

1.عيـّاری با «خانه پدری» به جشنواره ی فجر می ‌رود

با پايان فيلم برداری، تدوين «خانه ی پدری» زير نظر كيانوش عياری آغاز شد و اين فيلم براي حضور در بيست‌ونهمين جشنواره فيلم فجر آماده مي‌شود.
به گزارش فارس و به گفته روابط عمومي فيلم آخرين صحنه‌ها در روستای اختر آباد در نزديكي صفادشت تهران فيلمبرداري شد.
در سكانس پاياني، مينا ساداتي، شهاب حسيني، مهدي هاشمي و ... مقابل دوربين داريوش عياري رفتند.
همزمان با اتمام فيلمبرداري، تدوين زير نظر كيانوش عياری انجام مي‌شود، اين فيلمساز فرم جشنواره را پر كرده است تا فيلم به جشنواره برسد.
فيلمبرداري اين فيلم از شانزدهم شهريور ماه در خانه تاريخي موتمن‌الاطبا واقع در محله پامنار تهران آغاز شد و در روز بيستم آذر ماه به پايان رسيد.
دراين فيلم بازيگراني چون  شهاب حسينی، مهدي هاشمی، مهران رجبی، مينا ساداتی، ناصر هاشمی، نازنين فراهانی، معصومه بافنده، ناصر سهرابی و ... نقش‌آفرينی می‌كنند
.
________________________________________________
 
2.موسيقی «مختارنامه» مدعی پيدا كرد

محسن شریفیان گفت: موسیقی تیتراژ ابتدا و انتهای سریال «مختارنامه» به کارگردانی داود میرباقری برگرفته از موسیقی مذهبی بوشهر است که حدود 10 سال پیش به صورت کتاب و آلبومی با نام اهل ماتم که اثری پژوهشی متعلق به من بود توسط نشر دیرین منتشر شده است.
شریفیان پژوهشگر موسیقی بوشهری با انتقاد از عدم ذکر عنوان موسیقی و نام پژوهشگر در تیتراژ سریال مختارنامه در گفتگو با مهر گفت: خوشبختانه موسیقی تیتراژ این سریال با استقبال مخاطب مواجه شده است؛ اما علی رغم حرفه ای بودن عوامل تولید این مجموعه تلویزیونی نامی از موسیقی مذهبی بوشهر به میان نیامده است.
این نوزانده نی انبان در پاسخ به این سئوال که با توجه به پخش 10 قسمت از سریال مختارنامه چرا تاکنون اعتراضی نکرده است گفت : بی توجهی در ذکر نوع موسیقی و نام پژوهشگر و خواننده را پای نا آگاهی گذاشتم اما متاسفانه متوجه استفاده تبلیغاتی از این موضوع شدم به همین دلیل تصمیم گرفتم نسبت به این اقدام غیرحرفه ای اعتراض کنم؛ البته در انتهای تیتراژ پایانی این سریال میرباقری نام منبعی که از آن استفاده کرده را ذکر کرده است اما در عین حال نامی از جهانگیر نصری اشرفی که گردآورنده این مجموعه است به میان نیامده و یا حتی نامی از خانم صدیقه بهرانی که خواننده اثر است ذکر نشده است.
_________________________________________________
 اجراي نمايش «مقتل» نوشته ‌محمودرضا رحيمي‌و ‌فرهاد نقدعلي‌به كارگرداني ‌محمودرضا رحيمي‌به صورت نسخه‌خواني از ديروز 21 آذر ماه آغاز و تا 30 آذرماه در تالار اصلي مجموعه تئاترشهر ادامه دارد.
كارگردان نمايش «مقتل» در گفت‌وگو با سايت ايران تئاتر، گفت: ‌اين نمايش با 10 اجرا هر روز ساعت 18 به مدت 75 دقيقه در تالار اصلي مجموعه تئاترشهر روي صحنه خواهد رفت.‌
رحيمي گفت: ‌نمايش «مقتل» حاوي 10 فراز از واقعه عاشوراست كه از ابتداي حركت امام حسين (ع) از مكه مكرمه تا واقعه كربلا و شهادت ايشان را به نمايش مي‌گذارد.‌
وي افزود: ‌سال گذشته با دعوت رحمت اميني قسمت‌هايي از اين نمايش در تالار مولوي به اجرا درآمد و امسال با فرارسيدن ايام محرم با تأييد معاون اجرايي مجموعه تئاترشهر و رييس مركز هنرهاي نمايشي اين نمايش به مدت 10 شب روي صحنه مي‌رود.‌
رحيمي گفت: ‌در اين نمايش آرش ميرطالبي، امير رجبي، فردين نظري، احسان كريمي، محمدالله دادي، سياوش دژيمي، بهنام نعيمي در بخش نسخه‌خواني و حركت در كنار مجيد جعفري، ميرطاهر مظلومي، نگين صدق‌گويا و آرزو افشار به ايفاي نقش مي‌پردازند.‌
وي افزود: ‌علي نوشادي و آرش عزيزي موسيقي، سيامك مجيدي طراحي صحنه، نازنين گودرزيان طراحي لباس، امير مفتخر مدير توليد و اجرا و امير رحيمي و رضا صورتي دستياران كارگردان هستند. موسيقي اين نمايش نيز برگرفته از موسيقي تعزيه است.
اجراي «‌مقتل‌» در مجموعه تئاترشهر


__________________________________________________

منبع: روزنامه بانی فيلم

دوشنبه

Entry About Shahab Hoseini



ستاره‌ای که آرام آمد



شهاب حسینی با یک دهه حضور در سینما و تلویزیون حرکتی بطئی و رو به رشد داشته، او این روزها یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران با کارنامه‌ای قابل اعتنا است.


به گزارش خبرنگار مهر، اواخر دهه 70 زمانی که با پخش برنامه ترکیبی "نیمرخ" و محبوبیت آن تولید برنامه‌های ترکیبی در تلویزیون رواج پیدا کرده بود در شبکه دو برنامه‌ای روی آنتن می‌رفت با نام "اکسیژن" که نوجوان‌ها را با مسائل مختلف اجتماعی و خانوادگی آشنا می‌کرد.






مجری جوان آن برنامه شهاب حسینی بود که چهره‌ای شرقی و دوست داشتنی داشت، "اکسیژن" به اندازه "نیمرخ" موفق نبود اما سکوی پرتاب برای بازیگر جوانی بود که زمانی سودای فوتبالیست شدن داشت و آن روزها نمی‌دانست به بازیگری شناخته شده در سینمای ایران تبدیل می‌شود.






پخش مجموعه "پلیس جوان" به کارگردانی سیروس مقدم و بازی در نقش اصلی این مجموعه مسیر حضور شهاب حسینی را در سینما باز کرد، حسینی در این مجموعه نقش جوانی را بازی می‌کرد که احساس وظیفه را باید با بحران‌های خانوادگی و محرومیت‌هایی که از کودکی داشته پیوند می‌زند و بر ترس‌ها و تردیدهایش پیروز می‌شد.






یونس (شهاب حسینی) در "پلیس جوان" جوانی آزده دل و عاشق پیشه بود که نشان نمی‌داد بازیگرش استعداد و توانایی دارد و می‌تواند فراتر از دیالوگ‌های پرسوز و گداز مجموعه بگوید. اولین فیلم سینمایی حسینی "رخساره" بود، او در این فیلم باز هم با میترا حجار همبازی بود، بازیگری که در آن مقطع شهرتی بیشتری از حسینی داشت. "رخساره" که با توجه به فضای آن دوران داستانی ویژه را روایت می‌کرد در اکران عمومی موفق نبود و دیده نشد.






"آدمک‌ها" دیگر فیلم حسینی که در آن نقش جوان اول را بازی می‌کرد سرنوشتی بهتر از "رخساره" نداشت و دیده نشدن این فیلم‌ها باعث می‌شد حسینی هم یکی از ده ها بازیگر جوانی به نظر برسد که اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 به سینما




آمدند و به دلیل آنکه برای بازیگری سینما مناسب نبودند از گردونه بازیگری خارج شدند.



حضور در فیلم سینمایی "واکنش پنجم" در نقشی کوتاه فرصتی بود تا جوان احساساتی "پلیس جوان" خود را به مخاطبان سینما معرفی کند، حسینی در فیلم زنانه تهمینه میلانی نقشی کوتاه بازی می‌کرد اما خوش اقبال بود که در فضای ضد مرد فیلم! او به اندازه بازیگرانی که نقش‌های اصلی را بازی می‌کردند دیده شد. پس از آن او در فیلم سینمایی "زهر عسل" در کنار مهناز افشار و محمدرضا گلزار بازی کرد.






"زهر عسل" جدی گرفته نشد اما بازی حسینی در نقش جوانی بیمار و با اختلال‌های روانی از امتیازهای این فیلم است، "این زن حرف نمی‌زند" درامی اجتماعی با موضوعی ملتهب بود که حسینی در آن نقشی متفاوت بازی می‌کرد، او در این مقطع داشت آهسته آهسته از زیر سایه نقش‌‌های مثبت تک بعدی خارج می‌شد. او نشان می‌داد که می‌تواند در میان انبوهی از بازیگران بیشتر دیده شود و مورد توجه قرار بگیرد.






در "شمعی در باد" حسینی در کنار بهرام رادان قرار گرفت، ستاره‌ای که آن روزها شهرت و محبوبیت فراوان داشت اما بازی روان حسینی در این فیلم دیده شد و زیر سایه درخشش رادان قرار نگرفت. حسینی سهم خود را در فیلم داشت، سهمی که با بازیگر نقش اول این درام جوان‌پسند برابری می‌کرد. از اوایل دهه 80 حسینی به بازیگری پرکار تبدیل شد، بازیگری با چهره‌ و صدای مطلوب که اگر در فضای درست قرار می‌گرفت می‌توانست نقشآفرینی خوبی داشته باشد.

 


در مسیری که او می‌پیمود البته فراز و فرودهایی وجود داشت، حرفه‌ای شدن باعث می‌شد حسینی از فیلم‌هایی مثل "الهه زیگورات"، "پیشنهاد 50 میلیونی" یا "پرچم‌های قلعه کاوه" سر دربیاورد، اما این تجربه‌ها به او توانایی داد که در فیلم‌های متوسط و ضعیف هم حضوری قابل قبول داشته باشد و گاهی به امتیاز فیلم‌هایی تبدیل شود که ارزش دیدن نداشتند.





شهاب حسینی در این سال‌ها بازی‌های خوبی در "غیرمنتظره"، "قتل آنلاین"، "بچه‌های ابدی" و "محیا" به یادگار گذاشت که بیشتر آنها آن طور که باید دیده نشدند، منتقدان معمولا فیلم‌های متوسط را در ارزیابی‌هایشان جدی نمی‌گیرند و بازیگرانشان را از خاطر می‌برند. در میان انبوهی ستاره خوش سیما و بازیگرانی که انواع تبلیغات و حمایت‌ها را داشتند شهاب حسینی حرکتی بطئی در سینما و تلویزیون داشت و خود استعداد و قابلیتش را اثبات کرد، بی‌آنکه نیاز به جلوه‌گری‌های مرسوم ستارگان سینما داشته باشد. این میل درونی را می‌توان در بازیگری حسینی هم دید، بازی بدون اغراق و تصنع از ویژگی‌های کارنامه او است.






در سال 87 دو اتفاق مهم در کارنامه حسینی افتاد، بازی در فیلم سینمایی "درباره الی" و "سوپراستار" نقطه عطفی در کارنامه این بازیگر بود، حسینی که برای بازی در "محیا" دیپلم افتخار به دست آورده بود برای بازی در این دو فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به دست آورد، اما مهمتر از این جایزه نوع بازی او در این دو فیلم بود.






حسینی در "درباره الی" منطبق با واقع‌گرایی حاکم بر فیلم حرکت کرده و در میان انبوهی بازیگر حرفه‌ای و بازی‌های درخشان حضور خود را اثبات می‌کرد، در "سوپراستار" جنس بازی او منطبق با شخصیت عبوس و تندخوی ستاره‌ای بود که می‌توانست نمادی از بسیاری ستاره‌های بد اخلاق سینمای ایران باشد، حسینی در "سوپراستار" تحول درونی این شخصیت را با عبور از بازی برون‌گرایانه به بازی درونی نشان می‌داد.

 حسینی در "آناهیتا" دوباره در کنار میترا حجار قرار گرفت، همکاری سوم آنها مانند تجربه‌های قبلی نبود. هر دو در موقعیت‌هایی فراتر از آنچه در سال 80 داشتند تلاش کردند در فیلمی که تجربه‌ای متفاوت در سینمای ایران بود نقش خود را به درستی ایفا کنند.


انتظارها از حسینی بعد از "درباره الی" بیشتر شد، او یک سال بعد در "پرسه در مه" فراتر از "درباره الی" رفت و نقش هنرمندی جوان در آستانه خلق هنری و فروپاشی را به خوبی بازی کرد، نقشی که مستحق دریافت سیمرغ بلورین هم می‌توانست باشد . حسینی در این فیلم نقشی دشوار را بازی کرد نقشی که می‌توانست با درک اشتباه او به یک کاریکاتور تبدیل شود اما او آن را طوری بازی کرد که رنج و جنون یک هنرمند را به تصویر کشید.

حسینی این قدرت را به دست آورده که در برابر بازیگرانی مثل لیلا حاتمی، مریلا زارعی، ترانه علیدوستی و... توانایی‌های خود را به رخ بکشد، مسیر حرکت حسینی در سینما و زندگی از هم جدا نیست، او ستاره‌ای متواضع و مردمی است. آنهایی که او را از نزدیک می‌شناسند خوب می‌دانند که محبوبیت مردمی او حاصل درخشش در "درباره الی" یا فروش "سوپراستار" نیست. این محبوبیت و شهرت محصول برخورد همراه با فروتنی این بازیگر با مردمی است که ممکن است علاقه‌ای به سینما و بازیگری نداشته باشند.



بازیگری که به واسطه فیزیک و خصوصیات چهره‌اش هم می‌تواند درنقش‌های مثبت دیده شود هم قابلیت بازی در نقش‌های منفی، پیچیده و چند وجهی را هم دارد بازیگری که می‌تواند فراتر از آنچه در کارنامه‌اش دیده‌ایم و درستی مسیرش را نشان می‌دهد حرکت کند اگر فرصت همکاری با کارگردان‌های شاخص این سینما را به دست بیاورد.او این روزها و در حالی که نزدیک به یک دهه از فعالیتش در سینما می‌گذرد به گزینه‌ای قابل اعتماد در سینمای ایران تبدیل شده، انتخابی که هم توانایی و استعداد دارد، هم محبوبیت و هم کارنامه‌ای قابل توجه.

 حسینی امسال این فرصت را پیدا کرد تا با کیانوش عیاری در فیلم سینمایی "خانه پدری" همکاری کند که اتفاق خوبی برای یک بازیگر است، نگاه متفاوت عیاری به بازیگری می‌تواند این فرصت را به شهاب حسینی بدهد تا فضایی تازه را در کارش تجربه کند، از سویی دیگر حسینی برای دومین بار بخت همکاری با فرهادی را در "جدایی نادر از سیمین" پیدا کرد. حضور در این دو فیلم و همکاری با دو کارگردان با دو سبک متفاوت می‌تواند نقاط درخشان تازه‌ای به کارنامه حسینی اضافه کند. شاید سیمرغ بلورین جشنواره ی امسال به شهاب حسینی برسد.


محدثه واعظی‌پور






یکشنبه

Entry For 05 Dec 2010

فیلم‌نامه‌ی جدیدترین اثر اصغر فرهادی منتخب جایزه‌ی آسیا-پاسیفیک شد


فیلم‌نامه ی «جدایی نادر از سیمین»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی، شامگاه گذشته (دوم دسامبر برابر با 11 آذر) فیلم‌نامه ی منتخب جایزه آسیا-پاسیفیک شد.
 به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، صندوق فیلم‌نامه آسیا-پاسیفیک که ویژه توسعه فیلم‌نامه است و هرسال بهترین‌هایش را معرفی می‌کند، فیلم‌نامه جدیدترین ساخته اصغر فرهادی را به‌عنوان بهترین فیلم‌نامه از میان 87 فیلم‌نامه متقاضی انتخاب کرد.






«پائولین چان»، یکی از اعضای هیأت انتخاب این جایزه، گفته است: «اصغر فرهادی یک نویسنده و کارگردان است، فیلم او بررسی زیبای زندگی روزمره است؛ مردمانی که با چالش‌های مالی، اجتماعی و جغرافیایی مواجه هستند. من اگرچه با فرهنگ ایران آشنا نیستم؛ اما به‌عنوان یک خارجی این فیلم‌نامه را زیبا و جذاب دیدم.»






طبق اعلام سایت جایزه آسیا-پاسیفیک، صندوق فیلم‌نامه آسیا-پاسیفیک از میان 87 فیلم‌نامه، چهار فیلم‌ساز را برای دریافت کمک نقدی و حمایتی معرفی کرده است که در این میان، نام اصغر فرهادی، کارگردان و فیلم‌ساز ایرانی، اعلام شده است.

این جایزه دیشب در اختتامیه اعطای جوایز آسیا-پاسیفیک که در استرالیا برگزار می‌شد، اعطا شد.

به گزارش ایسنا، «جدایی نادر از سیمین» درحالی اولین جایزه بین‌المللی‌اش را دریافت می‌کند که هم‌اکنون مراحل فنی را برای نمایش سپری می‌کند.

«جدایی نادر از سیمین» پنجمین ساخته بلند اصغر فرهادی بعد از «درباره الی»، «شهر زیبا»،«چهارشنبه‌سوری» و «رقص در غبار» است که با بازی «شهاب حسینی»، «لیلا حاتمی»، «پیمان معادی»، «ساره بیات»، «سارینا فرهادی»، «علی اصغر شهبازی»، «بابک کریمی»، «شیرین یزدان‌بخش»، «کیمیا حسینی» و با حضور «مریلا زارعی» روایت شده است.

«جدایی نادر از سیمین» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی اصغر فرهادی ساخته شده است.

شنبه

Entry For 04 Dec 2010

مقررات بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر

مؤسسه امور جشنواره های فیلم با حمایت معاونت امور سینمایی و سمعی بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مناسبت سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بیست و نهمین دوره ی جشنواره ی بین المللی فیلم فجر را از تاریخ 16 لغایت 26 بهمن ماه 1389 برگزار می کند.


برای دانلود فرم مقررات جشنواره این جا و برای دانلود فرم درخواست شرکت در جشنواره این جا کلیک کنید

منبع: پایگاه خبررسانی بیست و نهمین جشنواره ی بین المللی فیلم فجر

پنجشنبه

Entry For 02 December 2010


 
 ترانه علیدوستی مقابل دوربین مانی حقیقی می رود


مانی حقيقی جديدترين ساخته سينمايی اش "پذيرایی ساده" را با حضور ترانه عليدوستی مقابل دوربين می‌برد. پيش‌توليد اين فيلم برای انتخاب ديگر بازيگران و لوكيشن آغاز شده است و فيلم قرار است اوايل بهمن‌ ماه مقابل دوربين برود. مانی حقيقی با همراهی اميررضا كوهستانی فيلمنامه چهارمين فيلم سينمایی‌اش را نوشته است.



بنابراين گزارش طبق روال ديگر فيلم های حقيقی مجری طرح "پذيرایی ساده" فاطمه ابوالقاسمی خواهد بود. اين فيلم بعد از "آبادان" ، "كارگران مشغول كارند" و "كنعان" چهارمين فيلم حقيقی است كه به تهيه كنندگی خودش مقابل دوربين می رود.

شنبه

Entry For 27 Sep 2010

اخبار گلچین شده ی سینمای ایران

1.شهاب حسینی مقابل دوربین خانه ی پدری رفت


مجری طرح فیلم «خانه پدری» از آغاز فیلمبرداری بخش پنجم و پایانی این اثر سینمایی با حضور شهاب حسینی خبر داد. شاهرخ دستور تبار در این خصوص گفت: «فیلمبرداری بخش پایانی فیلم سینمایی خانه پدری از یکشنبه در خانه ناظم‌الاطبا در تهران آغاز می‌شود.»

وی افزود: «در این بخش از این فیلم، علاوه بر شهاب حسینی، مهدی هاشمی، مینا ساداتی و معصومه بافنده به ایفای نقش می‌پردازند.» به گفته دستور تبار، بخش چهارم این اثر سینمایی به تازگی به پایان رسیده و با فیلمبرداری بخش پنجم، ساخت این اثر سینمایی به پایان خواهد رسید.

در «خانه پدری» داستان زندگی محتشم شخصیت اصلی فیلم از ‪ 15‬سالگی تا ‪80‬ سالگی روایت می‌شود که نقش جوانی او را ناصر هاشمی و نقش بزرگسالی او را مهدی هاشمی ایفا می‌کند.

نویسندگی و کارگردانی خانه پدری را کیانوش عیّاری برعهده دارد و مهران رجبی، ناصر هاشمی، نازنین فراهانی، نگاه خاقانی، حسین فلاح، معین‌الدین عشاقی، اقلیما رئیسی، مژده همرنگ، آزاده موحد بشیری، علی قره گوزلو، محمدرضا فرتوزی و رسول سلیمان از دیگر بازیگران این فیلم سینمایی هستند.
                  -----------------------------------------------------
 
 
2.فیلم سینمایی "راز دشت تاران" به کارگردانی هاتف علی مردانی نیمه آذرماه اکران عمومی می‌شود.



فیلم سینمایی "راز دشت تاران" که برای مخاطب کودک و نوجوان ساخته شده نیمه آذرماه در گروه سینمایی آفریقا اکران عمومی می‌شود. این فیلم سال گذشته در بیست و نهمین جشنواره فجر روی پرده رفت.

ترانه علیدوستی ، ارژنگ امیرفضلی ، رضا شفیعی‌جم و سارا روستاپور بازیگران این فیلم هستند. هاتف علیمردانی امسال دومین فیلم سینمایی خود را با نام "1401" کارگردانی می‌کند.
 
                              ----------------------------------
3.اکران فیلم "آناهیتا" از امروز بعد از دو سال

اکران عمومی فیلم سینمایی "آناهیتا" به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد از امروز سوم آذرماه شروع می‌شود.


فیلم سینمایی "هر چه خدا بخواهد" در گروه سینمایی قدس، از چهارشنبه سوم آذرماه  تعویض و "آناهیتا" به جای آن اکران شد.
 ________________________________________________

چهارشنبه

Entry for 17 Nov 2010

آخر هفته با تلویزیون




 پخش كمدی جنايی «خارج از ديد»؛ ماجراهای جرج كلونی!


فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی«بره کشون»،«ابراهیم و آتش»، «دوازده راند»،« مردی به نام ایپ 2»،« یکی بود یکی هست»،« گروه ویژه»،«مسیر آسمان»،«‌سلاح‌ها (قسمت اول)»، «‌سلاح‌ها (قسمت دوم)»،« قلقلک»،«‌تنها درجنگل»،« دیواره شمالی»،«‌بانتی و بابلی‌»، «گیوتین 2»، « خارج از دید»،«خاطرات خانوادگی»، «‌گرگ»،« قلعه پنهان»،« دار و دسته پیر زن‌ها»،«خواستگاری در وقت اضافه»،«‌ماجراهای خانه ی ما»،«شرور»،«‌شکارچی گنج»و«حبیب» درایام عید سعـید قربان و تعطیلات آخرهفته ازشبکه‌های سیما پـخش می‌شـوند.


پيشنهادهای ما


در پيش بودن روز عيدقربان و تعطيلي چند روزه، بهانه‌اي شده تا تلويزيون بيش از 20 فيلم سينمايي و تلويزيوني را در نوبت پخش قرار دهد. آثاري كه در ميان آنها فيلم‌‌هاي تكراري نيز به چشم مي‌خورد.


مطرح‌ترين فيلم‌هاي اين هفته، «خارج از ديد» و «گرگ» هر دو از شبكه چهار پخش خواهند شد. خارج از ديد با بازي جرج كلوني و جنيفر لوپز يك كمدي جنايي، رمانس و تريلر است كه نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين تدوين و فيلمنامه، برنده جايزه بهترين فيلم از جوايز ادگار آلن‌پو و ... بوده است. گرگ نيز يك تريلر اسپانيايي است كه در كارنامه جوايز آن مواردي چون نامزدي بهترين بازيگر (نوريه‌كا) و بهترين فيلم از جوايز فيلم بارسلونا، برنده جوايز بهترين تدوين و جلوه‌های ويژه از جوايز گويا و ... وجود دارد.


«گروه ويژه» يك اكشن حادثه‌ای و كمدي و تلفيق عروسكي و زنده است كه چهارشنبه از شبكه دو پخش مي‌شود. اين شبكه همچنين پنجشنبه و جمعه يك ميني‌سريال درام و جنايي به نام «سلاح ها» را به نام فيلم‌ سينمايي در دو قسمت روي آنتن خواهد برد.


شبكه ی سه هم يك فيلم حادثه‌ای و درام ورزشی به نام ديواره ی شمالی را پنجشنبه ساعت 10:30 پخش خواهد كرد كه برنده ی جوايز بهترين فيلم برداری و صدابرداری از جوايز فيلم آلمان بوده است.


غير از چند فيلم تلويزيوني تكراري، تله فيلم‌هاي «ابراهيم و آتش» (پوريا آذربايجاني) و «مسير آسمان» (علي عطشاني) براي نخستين بار در كنداكتور پخش قرار گرفته‌اند. (مشخصات تله‌فيلم ابراهيم و آتش در صفحه سه «باني فيلم» امروز درج شده است.)


بره کشون


فیلم تلویزیونی تكراري « بره کشون» به کارگردانی مهرداد خوشبخت چهارشنبه در روزعید سعیدقربان ساعت 15/8 ازشبکه یک پخش می‌شود.


داستان فیلم تلویزیونی بره کشون درباره بره‌ای متعلق به یک دختر روستایی ا‌ست. این بره به اشتباه همراه دیگر گوسفندان به شهر آورده می‌شود، ورود این بره به خانواده‌های مختلف ماجراهایی را به دنبال دارد.


«بره کشون» با بازی ارژنگ امیر فضلی،رابعه اسکوئی، افشین سنگ چاپ، احمد رضا اسعدی، سارینا مبینی، شهره سلطانی و رامین ناصرنصیرازتولیدات سال 88 گروه فیلم‌های تلویزیونی شبکه یک سیماست.


ازدیگرعوامل می‌توان به:مدیرتصویربرداری: بابک بذرافشان، صدابردار: سیامک نیازی، طراح گریم : ندا میقانی، طراح صحنه ولباس: مهساعظیمی، موسیقی: آرمان موسی‌پور و ... اشاره کرد.


دوازده راند


فیلم سینمایی اكشن، جنايي و تريلر « دوازده راند» به کارگردانی رنی‌هارلین،یک بامداد پنجشنبه 27 آبان ازشبکه یک پخش می‌شود.


درخلاصه داستان فیلم آمده:یک افسرپلیس به نام «دنی فیشر»طی عملیاتی، موجب کشته شدن زنی می‌شود کـه نامـزد یـک تبهــکارخطــرناک به نام «مایلز» بوده است . مایـلـز توسـط دنی دستگیر و روانه زندان می‌شود.یک سال بعد، مایلز از زندان گریخته و در پی انتقام از دنی بر می‌آید .


« دوازده راند» با بازی آیدان جیلن و جان کنا محصول سال 2009 در آمریکا ساخته شده است.


مردی به نام ایپ 2


فیلم سینمایی « مردی به نام ایپ 2 » به کارگردانی ویلسون یپ پنجشنبه 27 آبان ساعت 22 ازشبکه یک پخش می‌شود.


دراین فیلم خواهید دید:استاد ایپ که مربی کنگ فو و دراین سبک از ورزش‌های رزمی بسیار ماهر است، مدتی است که بیکار بوده و روزگار سختی را سپری می‌کند تا اینکه با پخش اعلامیه‌هایی تعدادی شاگرد جدید برای آموزش کنگ فو نزد او می‌آیند، اما در حین برگزاری این کلاسها، شاگردان او با شاگردان و افراد استاد هنگ که افراد سرشناس شهر و با نفوذ در دولت و دستگاه پلیس هنگ کنگ می‌باشد، درگیرمی شوند.


دانی ین،سیمون‌هام و لین هونگ در این فیلم بازی داشته اند.


یکی بود،یکی هست


فیلم تلویزیونی « یکی بود،یکی هست » به کارگردانی حسین تبریزی و تهیه کنندگی مجید یاسر جمعه 28 آبان ساعت 16 ازشبکه یک پخش می‌شود.


دراین فیلم می‌بینیم : تورج جوانی سی و پنج ساله است که پس ازفوت پدر طبق وصیت نامه آن مرحوم آماده اعزام به خانه خدا می‌شود، ولی از آنجا که نسبت به این مسائل بی تفاوت است، با همکاری خانواده و دوست پدرمرحومش شرایطی برایش ایجاد می‌شود که نگاهش نسبت به محیط و جامعه بازتر و عمیق ترمی شود.


اسماعیل خلج، محسن قاضی مرادی، مریم امیرجلالی، هومن حاجی عبدالهی، رضا توکلی، علی صالحی و مجید یاسردر«یکی بود یکی هست» ازتولیدات سال جاری امورحج و زیارت ایفای نقش کرده اند.


گروه ویژه


فیلم سینمایی « گروه ویژه»روزعید سعید قربان ساعت 45/17ازشبکه دوپخش خواهد شد.داستان فیلم درمورد موشهای مسلح شده به سلاح‌هايی است كه با آخرين تكنولو‍ژی روز هماهنگ است، تيمي كاملا مخفي با آموزش‌ها و تمرينات فراوان، متشكل ازهمسترهاي آزمايشگاهي تربيت شده که ازطرف اف بي آي مامورمي شوند تا دنیا را از دست بیلیونر شیطانی نجات دهند .


« گروه ویژه» به کارگردانی هویت یتمان و تهیه کنندگی جری بروکهایمر محصول سال 2009 آمریکا ست.


مسیر آسمان


فیلم تلویزیونی« مسیر آسمان» چهارشنبه ساعت 30/21 ازشبکه دوپخش می‌شود .


دراین فیلم خواهید دید : مرتضی کارگر خدمات ترمینال حجاج است و در رؤیاهای خود می‌بیند که به حج مشرف می‌شود. روزی درفرودگاه، کیسه ای ازسوغات مسافران جا می‌ماند و مرتضی در صدد برمی آید آن را به صاحبش برساند، در ادامه ماجرا مرتضی تصادف می‌کند و در عالم بی هوشی به حج می‌رود.


امیرحسین مدرس، خاطره حاتمی، مهران رجبی، شهرام عبدلی در«مسیر آسمان » به کارگردانی علی عطشانی و تهیه کنندگی سید محسن طباطبائی پوربازی کرده اند.


سلاح‌ها


قسمت اول «سلاح‌ها» با بازی کولم فئور، الیشا کات برت و گریگوری اسمیت پنجشنبه 27 آبان ساعت 30/23 ازشبکه دو روی آنتن می‌رود.


این فیلم درباره محله ای از آمریکاست که مدتی است دراین محله تیر اندازی‌هایی توسط اوباش خیابان‌ها به سمت مردم صورت می‌گیرد. مردم از وقایع پیش آمده بسیار ناراحت و غمگین هستند. آنان از دولت و شهردار انتظار دارند به وضعیت آنها رسیدگی کند و کمک کند تا این وضعیت بهبود یابد.


دیوید ساترلند کارگردانی«سلاح‌ها » محصول سال 2009 کانادا را برعهده داشته است .قسمت دوم «سلاح‌ها» جمعه 28 آبان ساعت 18 ازشبکه دوپخش می‌شود.


قلقلک


شب عید سعید قربان ساعت 30/22 فیلم سینمایی تکراری«قلقلک»به کارگردانی مسعود نوابی ازشبکـه سه پخش می‌شود.


اين فيلم داستان داوري است كه جايش قبل ازمسابقه با شخص ديگري عوض مي شود كه اين موضوع حوادث خنده داری را سبب می‌شود.سیامک انصاری، رضا شفیعی جم، شقایق فراهانی،بیژن امکانیان وسحرولدبیگی درفیلم « قلقلک» بازی کرده اند .


تنها در جنگل


فیلم سینمایی « تنها در جنگل» به کارگردانی جان چوچ چهارشنبه ساعت 30/10 از شبکه سه پخش می‌شود.


درخلاصه داستان فیلم خواهید دید: دخترفرد ثروتمندی توسط آدم رباها دزدیده می‌شود. این افراد قصد اخاذی ازخانواده دختر را دارند.درهمین زمان پسرخانواده ای که درحال سفرهستند بصورت اتفاقی سوارماشین آدم رباها می‌شود. این پسربچه شیطان با نقشه‌هایی که می‌کشد باعث حوادث خنده دارو مهیجی می‌شود.


لرین نیومن، پک وینرا و ماتیاس هویس درفیلم « تنها درجنگل» بازی کرده اند.


دیواره شمالی


فیلم سینمایی «دیواره شمالی»به کارگردانی فیلیپ استولزِل و تهیه کنندگی بنجامین هِرمان پنجشنبه 27آبان ساعت 30/10 ازشبکه سه روی آنتن می‌رود.


دراین فیلم خواهید دید:«تونی» و «آندریاس» دو صخره نورد آلمانی هستند که تخصص ویژه‏ای در زمینه کوه‏نوردی و صخره‏نوردی دارند. آن دو، تا به حال دیواره‏ها و نقاط صعب‏العبور زیادی را فتح کرده‏اند. المپیک مونیخ در راه است و دولت آلمان برای مهیج‏تر کردن این بازی‏ها اعلام می‏کند که به صعودگران دیواره شمالی مانند قهرمانان المپیک مدال طلا اهدا می‏کند.


بِنو فورمان، فلوریان لوکاس و جوآنا وُکالِک درفیلم« دیواره شمالی»محصول مشترک کشورهای آلمان، اتریش و سوئیس درسال 2008ایفای نقش کرده اند.


بانتی و بابلی


فیلم سینمایی « بانتی و بابلی» ساخته شادالی ساگان پنجشنبه 27 آبان ساعت 20 ازشبکه سه روی آنتن می‌رود .


درخلاصه داستان فیلم آمــده:یک دختر و یک پسر هندی که در پی کار هستند، پس از اینکه کاری پیدا نمی کنند تصمیم به کلاهبرداری و سرقت می‌گیرند.


آمیتا باچان در «بانتی و بابلی » محصول سال 2005 هند ایفای نقش کرده اند.


گیوتین 2


فیلم سینمایی « گیوتین 2» جمعه 28 آبان ساعت 30/10ازشبکـه سه پخش می‌شـود.


درخلاصه داستان فیلم آمده : درچین قدیم یک امپراطور زورگو و ستمگر با در دست داشتن سلاحی به نام گیوتین تمام مخالفان خود را از بین می‌برد. جنگجویان و آزادی طلبان درچین دورهم جمع می‌شوند و مبارزه ای جمعی را شروع و با نیروهای مسلح امپراطوری مبارزه می‌کنند. چن کان تای و کیوفنگ درفیلم سینمایی « گیوتین» به کارگردانی هو مینگ هووا محصول کشورهنگ کنگ بازی کرده انـد .


خارج از دید


فیلم سینمایی « خارج از دید» به کارگردانی استیون سودربرگ چهارشنبه 26 آبان ساعت 30/20 ازشبکه چهار پخش می‌شــود.


درخلاصه داستان فیلم آمده : جک فولی سارق حرفه ای بعد از سرقت از بانک به دلیل روشن نشدن ماشینش دستگیر می‌شود و به زندان می‌افتد. او از زندان فرار می‌کند اما توسط یک پلیس زن به نام کارن دستگیر و به زندان می‌افتد . جک فولی بعد از آزادی بارها و بارها با کارن روبرو می‌شود.


جرج کلونی،جنیفر لوپز و لوییس گوزمن درفیلم « خارج از دید» محصول سال 1998 آمریکا ایفای نقش کرده اند .


خاطرات خانوادگی


فیلم سینمایی « خاطرات خانوادگی » به کارگردانی زورلینی پنجشنبه 27 آبان ساعت 45/15 ازشبکه چهار بازپخش می‌شود.


درخلاصه داستان فیلم می‌بینیم : مردی در تنهایی و به دور از خانواده زندگی می‌کند که ناگهان برادرکوچکترش بدون اطلاع قبلی به سراغ او می‌آید. درابتدا به نظر می‌رسد که برادر جوانتر به دلیل اختلاف با ناپدری خانه را ترک کرده است و برادربزرگتراستقبال مناسبی از او نمی کند، اما بعد ازمدتی تلاش می‌کند که همواره حامی و پشتیبان برادرش باشد. مارچلو ماسترویانی و ژاک پرن درفیلم « خاطرات خانوادگی » محصول سال 1962 ایتالیا به ایفای نقش پرداختند.


گرگ


فیلم سینمایی « گرگ» به کارگردانی میگوئل کاورتویس محصول سال 2004 اسپانیا جمعه 28 آبان ساعت 30/20 در قالب برنامه « سینما 4» ازشبکه چهار پخش می‌شود.داستان فیلم« گرگ» با بازی ادواردو نوریه گا، ژوزه کورونادو، ملانی داوتی و سانتیاگو راموس درمورد جمالوی گوری یک خرابکار از اهالی باسک است که با نام گرگ فعالیت می‌کند. او به خاطر خطرناک بودن فعالیت‌هایش در حال جدایی از همسرش است.


قلعه پنهان


فیلم سینمایی « قلعه پنهان» در روزعید سعید قربان چهارشنبه 26 آبان ساعت 30/8 ازشبکه تهران پخش می‌شود.


درخلاصه داستان فیلم با بازی جروم لیک لرک، کوتور، ماتیو دوپویس و رکسانه گودت لویزیو آمده : بین دو کمپ تابستانی مدیران و کارمندان، جنگی چند 10 ساله برقرار است . البته جنگ بین بچه‌های دو کمپ برایشان جنبه سرگرم کننده دارد . اما امسال بچه‌های کمپ مدیران که نقش اسپانیایی‌ها را بازی می‌کنند حسابی کلافه شده اند، چون هر بار که حمله می‌کنند سرخپوستان (بچه‌های کمپ مقابل) منتظرشان هستند و بدتر آنکه آنان اصلاً نمی دانند مخفی گاه سرخپوستها کجاست .


« قلعه پنهان» به کارگردانی راجر کانتین محصول سال 2001 کانادا در ژانر کمدی و ماجراجویی ساخته شده است.


دار و دسته پیرزن‌ها


فیلم سینمایی « دار و دسته پیرزن‌ها» به کارگردانی كنگ هيو جين در روزعید سعید قربان چهارشنبه 26 آبان ساعت 30/13 ازشبکه تهران پخش می‌شود.


درخلاصه داستان فیلم خواهید دید : سه پيرزن كه همسران خود را مدتي است از دست داده اند با جمع آوري پول و مجموع سرمايه شان، قصد دارند به مسافرتي تفريحي،‌ سياحتي به سواحل اقيانوس بروند. آنان براي ثبت نام در تور مراجعه مي كنند، ولي قبل از واريز پول به حساب بانك چند دزد با دستبرد به بانك، پولهايشان را مي ربایند .نا موون هی، کیم سو می‌و کیم هیو اوک درفیلم سینمایی «دار و دسته پیرزن‌ها» محصول سال 2010 کره جنوبی در ژانر حادثه اي، كمدي و درام به ایفای نقش پرداخته اند.


خواستگاری در وقت اضافه


فیلم تلویزیونی « خواستگاری در وقت اضافه» به کارگردانی جواد افشار چهارشنبه 26 آبان ساعت 15/22 ازشبکه تهـران پخـش می‌شــود.


درخلاصه داستان فیلم آمده : منیرخانم سال‌هاست که همسرش فوت کرده، او مستاجر آقا صادق است که او هم همسرش را ازدست داده و با دخترش ملیحه زندگی می‌کند.ملیحه مخالف ازدواج مجدد پدرش است و ازهم کلامی و ارتباط منیرخانم و آقا صادق به شدت ممانعت می‌کند.منیر خانم با استخدام سیما که یک پرستارخانگی است، می‌خواهد از او سواد بیاموزد، ولی جدای این مطلب، قصد دارد تا به واسطه سیما، روابط بین خود و آقا صادق را بهتر کند .


رزیتا غفاری، حسن پورشیرازی، نادرسلیمانی، محسن قاضی مرادی، حسن جوهرچی و آزیتا لاچینی در«خواستگاری در وقت اضافه» ازتولیدات سال 87 شبکه تهران بازی کرده‌اند .


ماجراهای خانه ما


فیلم سینمایی « ماجراهای خانه ما » به کارگردانی پاتريشيا روزما پنجشنبه 27 آبان ساعت 30/13 ازشبکه تهران پخش می‌شود .


درخلاصه داستان فیلم آمده: كيت دختر باهوشي است كه دركنار والدينش زندگي خوبي دارد. او علاقه فراواني به نوشتن دارد و مقاله‌هايي را كه مي نويسد، به دفتر روزنامه مي برد و مي خواهد كه مقاله‌هايش را بخوانند و درصورت امكان چاپ كنند، ولي هردفعه مسئولين روزنامه ازمقاله‌هايش ايراد مي گيرند و ... .


ابي گيل برسلين، جوليا آرموند و كريس اودونل درفیلم«ماجراهای خانه ما»محصول سال 2008کشورهای کانادا و آمریکا در ژانر خانوادگی و درام ایفای نقش کرده اند .


شرور


فیلم سینمایی«شرور» محصول سال 2003 کشورهای سوئد و دانمارک به کارگردانی مايكل‌هافشتروم ساعت40 دقیقه بامداد جمعه 28 آبان ازشبکه تهران پخش می‌شود .


داستان فیلم درباره اريك پونتي،نوجواني است كه به دليل تنبيه‌ها و بدرفتاري‌هاي ناپدري اش، پرخاشگرشده و درمدرسه مشاجراتي مي كند كه منجربه اخراجش ازمدرسه مي شود. اكنون، براي ادامه تحصيل يك امكان براي اريك وجود دارد وآن تحصيل درمدرسه شبانه روزي به نام استيارف برگ است. در اين مدرسه او با پسري به نام پيرتانگي كه درس خوان و از نظر فيزيكي ضعيف است هم اتاقي مي شود و به زودي روابط دوستانه و صميمانه اي بين اين دو برقرارمي شود. اما در اين مدرسه قوانيني حكمفرماست كه هزاران مرتبه وضعيت اريك را نسبت به وضعي كه درخانه داشته است بدترمي كند.


آندریاس ویلسون وگوستا واسکارسگارد دراین فیلم بازی کرده اند.


شکارچی گنج


فیلم سینمایی « شکارچی گنج» جمعه 28 آبان ساعت 30/13 ازشبکه تهران پخش می‌شود .


درخلاصه داستان فیلم آمده : گنجي درمكاني تاريخي درميان صحرا پنها ن است. گروهي پيش از اين براي يافتن آن اقدام كرده اند، ولي تنها يك نفر از آنان زنده مانده است. در اين ميان جنگجوي داستان كه در نبرد صحرا ازعقاب شكست خورده است، براي يافتن محل اختفاي گنج به سفارش پدر دختري كه نامزد اوست به صحرا مي رود .جي چوا، جي لينگ لين و اريك تسنگ درفیلم«شکارچی گنج» به کارگردانی ين پينگ چومحصول سال 2009 تایوان در ژانرحادثه اي، فانتزی و ماجراجویی به ایفای نقش پرداخته اند .


حبـیـب


فیلم تلویزیونی تكراري « حبـیـب» به کارگردانی داریوش یاری وتهیه کنندگی بهروزمفید چهارشنبه ساعت 30/14ازشبکه قرآن ومعارف سیما پخش می‌شود.


داستان «حبـیـب» درمورد جوان فقیری به نام حبیب است که برای رسیدن به ثروت بیشتر به کار قاچاق روی می‌آورد.او دستگیرشده و به زندان می‌افتد و به اعدام محکوم می‌شود. در زندان حبیب پی می‌برد که قانونی وجود دارد که اگرموفق به حفظ قرآن شود، می‌تواند از طناب دار رهایی یابد. حمید فرخ نژاد،آشا محرابی،توران مهرزاد، مهدی فقیه و امید روحانی در«حبیب» محصول مرکزسیما فیلم بازی کرده اند.
 
منبع: روزنامه ی بانی فیلم

دوشنبه

Entry for 08 Nov 2010

مجموعه ی جدید گلچین اخبار سینما


فاز دوم مجموعه تلویزیونی «سرزمین کهن» به کارگردانی «کمال تبریزی» مرحله پیش تولید خود را می‌گذراند و دکورهای فاز جدید این سریال در شهرک غزالی ساخته می‌شوند.



بنابراین گزارش، شهاب حسینی، حسین محجوب و مهرداد ضیایی در فاز جدید سریال جلوی دوربین می‌روند و ضیایی جزو آخرین بازیگرانی است که تا به حال به جمع بازیگران سریال پیوسته‌اند.


به گزارش فارس، تصویربرداری «سرزمین کهن» از نیمه آذرماه سال 87 به سفارش شبکه سه سیما شروع شد و همچنان ادامه دارد.


«سرزمین کهن» با فیلمنامه‌ای از علیرضا طالب‌زاده، داستان کودکی به نام «رهی» را روایت می‌کند که بعد از بمباران دهکده‌ای توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود؛ اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی، او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته‌رفته به هویت خود پی می‌برد و همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که علقه‌های مذهبی دارند، سپرده شود؛ اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.


ثریا قاسمی، الهام حمیدی، حسین محجوب، ‌پژمان بازغی، بیتا فرهی، جعفر دهقان، امیر آقایی، هنگامه قاضیانی، میترا حجار، پرویز پورحسینی، فرهاد قائمیان و علی شادمان از جمله بازیگرانی هستند که در این پروژه تلویزیونی به ایفای نقش می‌پردازند.


برخی از عوامل ساخت آن عبارتند از: تهیه‌کننده و مجری طرح: محمد مسعود، طراح صحنه : کیوان مقدم، طراح لباس: مجید لیلاجی ، طراح چهره‌پردازی: مجید اسکندری، مدیر تصویربرداری: محمدرضا سکوت، تولید: مجید بذرباش، منوچهر رهنما و داوود جمشیدی، مدیر برنامه‌ریزی: مجید فاضلی، منشی صحنه، پانته‌آ پناهی‌ها، صدابردار صحنه: بهمن اردلان، دستیار اول کارگردان: رضا بختیاری نیک‌، جلوه‌های ویژه رایانه‌ای : بهنام خاکسار، مجری دکور: مجید شهبازی و اصغر رحمانی و عکاس: زهرا مصفا و بازیگران: بیتا فرهی، فرهاد قائمیان، پژمان بازغی، امیر آقایی، جعفر دهقان، الهام حمیدی و علی شادمان و با حضور ثریا قاسمی و پرویز پورحسینی.


براساس این گزارش، کمال تبریزی پیش از این سریال‌های «قصه‌های رودخانه»،«دوران سرکشی» و «شهریار» را ساخته است.
        __________________________________________________________________________
 
ملک سلیمان، تجربه ای که باید داشت
 

 
 فارس سینما-اول این‌که یک فیلم در سینمای ایران که از بسیاری از استانداردهای تولید و پخش فیلم محروم است دست به تجربه‌ی بی‌نظیری در زمینه‌ی استفاده از ابزار تکنولوژیک و متخصصان بین‌المللی زده، اتفاق فرخنده‌ای است.



استفاده از ویژوال افکت طبق استانداردهای بین‌المللی و اجرای تروکاژها با سیستم DI منجر به خلق صحنه‌هایی در ملک سلیمان شده، که تماشاگر ایرانی را در جا میخکوب می‌کند. سکانس حمله‌ی اجنه و شیاطین به شهر ساحلی زبولون و نبرد یاران سلیمان با آن‌ها در ساحل اجرایی خیره‌کننده دارد؛ هم صورت ظاهری شیاطین که اول به شکل گلوله‌های نورانی رقصان روی هوا و بعد در هیبت دودهای هیولاوار به جان مردم می‌افتند، هم اجرای دقیق افکت‌های صوتی توسط كينسون تسانگ کره‌ای و هم حرکات پیچیده‌ی دوربین حمید خضوعی ابیانه منجر به خلق سکانسی می‌شود که در سینمای ایران بی‌نظیر است. نمونه‌ی دیگر سکانس حمله‌ی شیاطین به تسخیرکنندگان اورشلیم و بعد اهدای خاتم سلیمانی از جانب خداوند و تسخیر اجنه به وسیله‌ی سلیمان است که باز هم تماشاگر را غرق لذت تجربه‌ای نو در سینمای ما می‌کند. جلوه‌های ویژه‌ی لئو لو بی‌نقص است و ماکت‌های عظیم عبدالحمید قدیریان برای بازآفرینی شهر اورشلیم و زبولون و اریحا و قصر سلیمان نه تنها از زرق و برق بیهوده و تصنعی بودن آثاری مثل یوسف پیامبر و مردان آنجلس رنج نمی‌برد، بلکه حس بدوی و کهنه‌ی لازم برای فضاسازی کار را به خوبی مهیا می‌کند. موسیقی پانک چان از آن جنس موسیقی‌های است که بیش از شنیده شدن حس صحنه‌ها را به مخاطب القا می‌کند و در حقیقت شنیده نمی‌شود اما اثر عمیقی برجا می‌گذارد. بر خلاف دیگر آثار تاریخی ما که با موسیقی حجیم ارکسترال و غلظت زیاد ـ به سبک موسیقی فیلم‌های تاریخی دهه‌ی پنجاه آمریکا ـ موسيقی همیشه از دل صحنه‌ها بیرون می‌زند و خود را به رخ می‌کشد. نقیصه‌ای که حتا مختارنامه هم دچارش است و در هر صحنه‌ای که دوربین به امام حسن (ع) نزدیک می‌شود موسیقی پرسوز آزاردهنده‌ای برای القای حس معنوی صحنه را پر می‌کند. موسیقی ملک سلیمان، هم در ابعاد حماسی و هم لحظات غم‌انگیز و معنوی در زیر متن اثر است و مستقل از سکانس‌ها موجودیت نمی‌یابد. این عناصر دست به دست هم می‌دهند تا یکی از مهم‌ترین بخش‌های ساخت آثار تاریخی شکل بگیرد؛ بازآفرینی حس و فضای تاریخی. مخاطب پیش از هر چیزی باید باور کند که در اورشلیم یا اریحای صدها قرن پیش نفس می‌کشد و کوچک‌ترین نقیصه‌ای در دکور، ابزار و ادوات صحنه، گریم، تروکاژهای کامپیوتری، بازی بازیگران و سیاهی‌لشگرها می‌تواند ارتباط مخاطب با جهان گذشته را قطع کند. ملک سلیمان تا حدودی زیادی در بخش‌های فنی موفق به بازآفرینی تاریخی می‌شود و این کاری است کارستان.دوم. بازآفرینی تاریخی تنها در یک بعد از ابعاد تکنیکی فیلم محدود نمی‌شود. به عبارتی تکنیک فقط شامل موارد فنی و بهره‌گیری از ابزار تکنولوژیک نیست، بلکه مهم‌تر از این‌ها درام‌پردازی، شخصیت‌پردازی و بینش منحصر به فرد و زاویه‌ی نگاه اثر به واقعه‌ی تاریخی است که "لحن تاریخی" کار را بازآفرینی می‌کند. درآوردن لحن کاری است به مراتب دشوارتر از خلق جلوه‌های ویژه بصری. ملک سلیمان تلاش می‌کند با ریتم مناسب و خلق پی در پی حوادثی از جمله حمله‌ی شیاطین به شهرها، نبرد لشگریان سلیمان با اجنه، جادوی جادوگر پیر، تسخیر باد به وسیله‌ی سلیمان، اهدای خاتم سلیمانی از جانب خدا و ... مخاطب را در تمام لحظات با اثر همراه کند و با به کار گرفتن تکنیک‌های پیچیده تا حدودی موفق به این کار می‌شود. اما ماندگاری و رسوب فیلم در ذهن مخاطب به آسانی محقق نمی‌شود. داستان ملک سلیمان زمینه‌چینی درستی ندارد و هیچ‌گاه به سوالات بنیادینی که درام بر پایه‌ی آن بنا می‌شود پاسخ نمی‌دهد؛ چرا سلیمان علاوه بر نبوت به سلطنت رسیده؟ چرا او از خداوند درخواست ملکی بی‌نظیر و برپایی بهشت آسمانی بر زمین را می‌کند؟ آیا ـ نعوذ بالله ـ این از جاه‌طلبی پیامبر خداست و بهشت درخواستی او مثل بهشت شداد است یا داستان چیز دیگری است؟ شیوه‌ی حکومت و گستره‌ی ملک و کیفیت پادشاهی او چگونه است؟ مشکل علمای یهود با آل داوود چیست و چرا آن‌ها در مقابل سلیمان با جادوگران و شیاطین هم‌داستان می‌شوند؟ با این زمینه‌چینی انجام نشده است که ناگهان داستان موضوع حمله‌ی شیاطین را مطرح می‌کند. این ایده مستقل از داستان سلیمان ایده‌ی خارق‌العاده‌ای است؛ جهان شیاطین و اجنه که پس از هبوط آدم از عالم انسان‌ها جدا شده بود، دوباره طی فعل انفعالاتی به دنیای آدم‌ها نزدیک شده و دست اجنه برای دخل و تصرف در عالم ماده باز شده. فاصله‌ی این دو دنیا لحظه به لحظه کم‌تر می‌شود و کار به حمله‌ی گسترده‌ی شیاطین به ملک سلیمان می‌کشد. این ایده‌ علاوه بر مضمون مذهبی، وجه اسطوره‌ای ـ حماسی دارد و عمیقاً یادآور شاهکارهای اسطوره‌ی جهان است. اما فیلم به جای آن‌که در قامت یک حماسه‌ی مذهبی بر پرده ظاهر ‌شود، فرم یک فیلم ماجراجویانه‌ی فانتزی را به خود می‌گیرد که در عصر باستان می‌گذرد و قهرمانش پادشاهی است که برای حفظ قلمرواش تلاش می‌کند و نه پیامبری که دغدغه‌اش رستگاری مردم است. دلیل این تغییر ماهیت نپرداختن به سوالات فوق و اتکای صرف به توانایی‌های تکنیکی است. به این ترتیب برای مخاطب فرقی نمی‌کند که قهرمان قصه سلیمان نبی باشد یا پادشاهی جنگجو. او با قهرمان هم‌ذات‌پنداری نمی‌کند هم‌چنان‌که ضد قهرمان یعنی شیطان در قامت هماوردی قَدر ظاهر نمی‌شود. روش مقابله‌ی سلیمان با شیاطین، کشتن و به بند کشیدن جن‌زدگان و القای توبه به آن‌هاست. به همین سادگی دشمن از میدان به درمی‌شود و تاخت و تازهای سلیمان و و سپاه اندکش همراه با موسیقی حماسی و تصاویر چشم‌گیر درگیری کوچک و محلی داستان را تبدیل به نبرد آخرالزمانی انسان و شیطان و خیر و شر نمی‌کند. چراکه اندیشه‌ای که باید در پس این جنگ باشد در حد کار خوب بکنید و از بدی‌ها بپرهیزید تا در امان باشید ، است و اثری از حقه‌ها و دسایس پیچیده‌ی شیطان در پشت پرده دیده نمی‌شود. ریتم تدوینی فیلم خوب است، اما ضرباهنگ داستان مخدوش است. ما فقط سلیمان را می‌بینیم که سوار بر اسب از این‌ طرف ملک به آن طرف می‌رود و معلوم نیست چرا شیاطین تا پیش از رسیدن سلیمان کار مردمان شهر را تمام نمی‌کنند. بماند که چرایی حمله‌ی شیاطین در هاله‌ای از ابهام است و توجیه ساده‌ای مثل این‌که بدی بین مردم زیاد شده، دلیل قانع‌کننده‌ای برای تصرف عالم ماده به وسیله‌ی اجنه نیست. مهم‌ترین مضمون فیلم‌هایی با دغدغه‌های دینی رستگاری انسان است، مسئله‌ای که در میان جلوه‌های ویژه‌ی فیلم مغفول می‌ماند و اشاره‌ای به عصر ظهور آخرین حجت خداوند و حکومت صالحان بر زمین کمکی به بازیافت این مضمون نمی‌کند.به هر حال دیدن "ملک سلیمان" که صحنه‌های بی‌نظیری با تروکاژهای بی‌نقص خلق کرده و اولین تجربه‌ی ساخت جلوه‌های صوتی و بصری با این سطح کیفی در ایران است، تجربه‌ی مغتنم و ارزشمندی است که دیدنش جز روی پرده‌ی سینما محقق نمی‌شود.


رضا فروتن
          ______________________________________________________________________
 
مهدی هاشمی جلوی دوربين می ‌رود



آغاز فيلمبرداری اپيزود چهارم «خانه پدری»


فيلمبرداري اپيزود چهارم فيلم سينمايي «خانه پدری» به كارگرداني كيانوش عيّاری امروز آغاز مي‌شود.


به گزارش «بانی فيلم»؛ در حالي كه اپيزود سوم اين فيلم اواسط هفته تمام شده بود گروه بعد از چند روز استراحت از امروز در لوكيشن خانه موتمن الاطبا در منطقه پامنار مشغول به كار شدند. با پايان يافتن بازي مهران رجبي و چند بازيگر ديگر در اين اپيزود مهدي هاشمي جلوي دوربين عياري مي‌رود. اين احتمال وجود دارد كه در سكانس‌هايي از اپيزود چهارم شهاب حسيني نيز بازي كند در غير اين صورت بازي اين بازيگر در اپيزود پنجم آغاز مي‌شود. مينا ساداتي ديگر بازيگري است كه هنوز بازي‌اش در «خانه ی پدري» آغاز نشده است. عياري در فيلم جديدش هفتاد سال از زندگي يك رفوگر قالي را به تصوير مي‌كشد. نازنين فراهاني و ناصر هاشمي نيز پيش از اين جلوي دوربين عياري رفته‌اند. «خانه ی پدری» با مشاركت مؤسسه ی ناجی هنر توليد می ‌شود.
__________________________________________________
 
دانلود آهنگ تیتراژ سریال "خوش نشین ها" با صدای امیر حسین مدرّس
http://www.4shared.com/audio/h-QUk6yC/Amirhosein_Modarres_Khoshneshi.html